تبليغاتX
تصاویر و مطالب متنوع و جالب

87/02/20

50 - درد و دل من با خدام ....

 

 <<< بنام خدایی که قصه ی بودنش آغازو پایانی ندارد >>>


هر گونه کپی برداری از این وبلاگ  با ذکر یک صلوات مجاز میباشد . التماس دعا .  


درد و دل من با خدام  ......


خدايا ...

چه لحظه هايي که در زندگي ترا گم کردم اما تو هميشه کنارم بودي ...

چه دقيقه ها که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم نکردي...

چه ساعت هايي که غرق در شادي و غرور، تو رو که پشت همه موفقيت هام قايم شده بودي از ياد بردم اما تو هميشه به يادم بودي ...

چه روزهايي که سرمو تُو لاکم کردم و توي غصه هايي که فکر ميکردم تو براي تلافي کارهاي بدم برام فرستادي دست و پا زدم ، اما تو هميشه کاري کردي که به صلاح من است ...

وقتي خسته از همه جا و همه کس نااميدانه به تو پناه آوردم تو پناهم دادي...

وقتی از آدم هاي دور و برم دلم گرفت ...

و دنيا غم هاش و بهم ارزوني کرد تو به قلبم آرامش دادي...

تو با حضورت به خنده هام هدف دادي ، به گريه هام دليل دادي ، به زندگيم ، به نفس کشيدنم رنگ دادي...

وقتي قلبم تپيد تو همه عظمت و بزرگيت رو تو قلب کوچک و خسته ام جا دادي...

وقتي دوستام درددلاشون را برام گفتن و من خالصانه رو به درگاهت براشون دعا کردم فهميدم که غم و غصه هاي ديگرون بارش سنگين تر از از غصه هاي خودمه...

اون وقت تو وجودم شيرينيه به ياد ديگران بودن رو چشيدم ...

وقتي بهم بخشيدي و ازم گرفتي فهميدم اين معادله زندگيه نه غصه خوردن واسه نداشته هاش ...

نه شاد بودن واسه داشته ها ...

و وقتي به ازاي نداشته ها بهم چيز هاي ديگه اي دادي اونوقت به بزرگي و مهربونيت بيشتر پي بردم ...

و فهميدم بيشتر از اون چه که هستي بايد مهربون باشي ...
خدا جونم خيلي دوست دارم خيلي زياد و به خاطر همه چيز ممنون.....

خدايا به خاطر سه چيز سپاسگذارم

دادن هايت  - ندادن هايت و گرفتن هايت .......

دادن هايت را نعمت ، ندادن هايت را رحمت ، گرفتن هايت را حکمت


خدایا دستم و بگیر که دارم از دست میرم ....

خدایا از این ظلمت بیرونم بکش ....


یاد هق هق شبانه بخیر ....


محتاج یک جرعه عفوم .....


ای کاش می تونستم مثل تو که به وظایف خداییت پایبندی منم به وظایف بندگیم پایبند باشم ... ای کاش ... ای کاش .....


نمی دونم چرا وقت نماز نمیشه . بدجوری دلم می خواد یه لیف حسابی بزنم . همه وجودم چرک شده ....


مرد ثروتمند و باتقوايي که در حال مرگ بود از خدا خواست تا ثروت و گنجينه خود را به بهشت بياورد. خدا هم چون مرد ثروتش را از راه حلال درآورده بود و به مستمندان هم کمک کرده بود؛ قبول کرد.

مرد ثروتمند به خدمتکاران خود دستور داد تا چمداني را پر از طلا کنند و داخل تابوتش بگذارند.

ساعاتي بعد مرد از دنيا رفت و در آن دنيا همراه چمدان به دروازه بهشت رسيد. فرشته مأمور در بهشت به او گفت:« ورود با چمدان ممنوع است.» مرد به او گفت که با اجازه خداوند اين چمدان را با خود آورده است. فرشته قبول کرد و پرسيد:« داخل چمدان چه آورده اي؟» مرد چمدان را باز کرد. فرشته با حيرت گفت:« سنگ فرش خيابان؟!»

فرشته در بهشت را باز کرد. بهشت شهري بود با ديوارهايي از زمرد، خانه هاي از سنگ ياقوت با درهايي از لعل سرخ، درختاني زيبا که مرواريدهاي قشنگي از آن آويزان بودند و سنگ فرش خيايان ها همه از طلاي ناب !


خدایا آفی که برام فرستادی دیدم و خوندم . و به وسیله چه نیکو پیامبری برام فرستادی.

وچه زیبا برای تمام دنیا سند تو آل کردی ....


خدایا میدونی چرا از قرآنت خوشم میاد ...

اولیش اینکه حرفِ دِلتِ با دلِ من.

و اما دمیش. منو یاد کسایی می ندازه که زندگیشونو دادن تا سالم و دست نخورده به من برسوننش . یکی با فرق شکسته. یکی با پهلوی شکسته . یکی با گلوی بریده . یکی با بدن پاره پاره . یکی با دو دست بریده . یکی با جگر پاره پاره و یکی ......

خدایا واقعا من لیاقت این همه گذشت و فداکاری و دارم ....


خدایا این همه سیارات کرات و موجودات جور واجورو خلق کردی که قدرتتو نشونم بدی .....

همون دم وبازدمم کافیه که بشناسمت.

میدونی که خیلی می خوامت .....


ای خدا با عدلت با من رفتار نکن.

با من با کرمت رفتار کن......

میدونم که میدونی چی میگم....


خدایا ببین که بی صداترین فریادو دارم.

آخه صبورم ....

آخه من شیعه ی علیتم . باید مزه ی علی و بدم.


خدایا امروز تو خیابون چشمم به چراغ قرمز افتاد.

یادت افتادم...اما نه بیشتر یاد خودم افتادم که هر وقت از چراغ قرمزایی که تو برام توی دینم و دنیام گذاشتی گذشتم چه وحشتناک تصادفاتی کردم .....


خدايم لابلاي طوفان بود .....


پسر نوح به خواستگاري دختر هابيل رفت. دختر هابيل جوابش کرد :نه ، هرگز  همسري ام را سزاوار نيستي ، تو با بدان نشستي و خاندان نبوتت گم شد. تو هماني که بر کشتي سوار نشدي . خدا را ناديده گرفتي و فرمانش را . به پدرت پشت کردي ، به پيمانش و پيامش نيز.

غرورت ، غرقت کرد. ديدي که نه شنا به کارت آمد و نه بلندي کوه ها !

پسر نوح گفت:اما آن که غرق مي شود ، خدا را خالصانه تر صدا مي زند ، تا آن که بر کشتي سوار است . من خدايم را لابلاي توفان يافتم،در دل مرگ و سهمگيني سيل.

دختر هابيل گفت : ايمان، پيش از واقعه به کار مي آيد. در آن هول و هراسي که تو گرفتار شدي ،هر کفري بدل به ايمان مي شود. آن چه تو به آن رسيدي ، ايمان به اختيار نبود، پس گردني خدا بود که گردنت را شکست.

پسر نوح گفت :آنها که بر کشتي سوارند امنند و خدايي کجدار و مريز دارند که به بادي ممکن است از دستشان برود. اما من آن غريقم که به چنان خداي مهيبي رسيدم که با چشمان بسته نيز مي بينمش و با دستان بسته نيز لمسش مي کنم. خداي من چنان خطير است که هيچ طوفاني آن را از کفم نمي برد.

دختر هابيل گفت:باري، تو سرکشي کردي و گناهکاري . گناهت هرگز بخشيده نخواهد شد.پسر نوح خنديد و خنديد و خنديد و گفت :شايد آنکه جسارت عصيان دارد ، شجاعت توبه نيز داشته باشد.شايد آن خدا که مجال سرکشي داد، فرصت بخشيده شدن هم داده باشد!

دختر هابيل سکوت کرد و سکوت کرد و گفت:شايد. شايد پرهيزگاري من به ترس و ترديد آغشته باشد. اما نام عصيان تو دليري نبود.دنيا کوتاه است و آدمي کوتاه تر. مجال آزمون و خطا اين همه نيست.

 پسر نوح گفت :به اين درخت نگاه کن.به شاخه هايش. پيش از آنکه دستهاي درخت به نور برسند، پاهايش تاريکي را تجربه کرده اند . گاهي براي رسيدن به نور بايد از تاريکي عبور کرد. گاهي براي رسيدن به خدا بايد از پل گناه گذشت.

من اينگونه به خدا رسيدم. راه من اما راه خوبي نيست .راه تو زيباتر است ، راه تو مطمئن تر است.

پسر نوح اين را گفت و رفت.دختر هابيل تا دور دستها تماشايش کرد و سالهاست که منتظر است و سالهاست که با خود ميگويد:آيا همسريش را سزاوار بودم!

 " برگرفته از کتاب من هشتمين آن هفت نفرم

نوشته عرفان نظر آهاري"

 


اهداي اعضاي بدن پس از مرگ

اول وارد سایت http://www.iran-ehda.com می شوید.
دز بالای صفحه وارد لینک (( کارت اهدا’ عضو )) می شوید.
و چون اولین باری هست که عضو می شوید وارد لینک نارنجی (( عضو جدید )) می شوید.
ودر صفحه جدید مشخصات خود را وارد می کنید.
و بعد از حدود  1 ماه کارتتون بدستتون میرسه.
التماس دعا.

وبلاگ تحقیقات با مطلبی تحت عنوان

 

WWW.THAM.BLOGFA.COM

 نمونه ای برای اینکه متوجه بشیم

خدا انسان را محدود نیافریده

 ۹ ابر  ثروتمند  بیسواد  دنیا.....

 

بروز شد.


:-) التماس دعا (-:

*-*-* یاعلی *-*-*  


 

 

نوشته شده توسط یه بنده خدا در 11:49 |  لینک ثابت   •